X
تبلیغات
کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس

عید باستانی نوروز بر همه ی

فرهنگیان وجامعه فرهنگی کشور مبارک باد

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در شنبه 29 اسفند1388 |

مقدمه

بسیاری از دانش آموزانی که در مقایسه با هم کلاسی هایشان، در کلاس غیرفعال اند، از نظر آموزشی و اجتماعی از رفتار مناسبی برخوردارند، اما نسبت به دیگر دانش آموزان آرام تر بوده ، از انجام کار با دیگران سرباز می زنند. بعضی از این دانش آموزان به درجات مختلف ، با مشکل خجالتی یا گوشه گیر بودن مواجه اند و عده کمی از آن ها ممکن است به سمت اسکیزوفرنی سوق پیدا کنند. این مقاله حد واسط این دو گروه از دانش آموزان را مد نظر قرار داده است، دانش آموزانی که عموماً به عنوان بچه های خجالتی (فاقد اعتماد به نفس و نگران از نظر اجتماعی ) یا گوشه گیر (کسانی که حاضر جواب نیستند، تمایلی به برقراری ارتباط ندارند و خیالباف اند) شناخته می شوند. همان طور که می دانیم هر جا که انتظارات اجتماعی جدید و مبهم باشند، درجاتی از خجالت کشیدن ، طبیعی است اما خجالتی بودن وقتی تبدیل به یک مشکل می شود که صرفاً وابسته به موقعیت نبوده، بلکه اختیاری باشد، تا جایی که به فرد برچسب خجالتی زده شود. به ویژه در موقعیتی که فرد این برچسب را پذیرفته ، آن را درونی کند، ممکن است الگوی جامعی از خجالتی بودن در او ایجاد شود و علائم دیگری مثل : عدم اعتماد به نفس در ورود به موقعیت اجتماعی و ناراحتی و سرباز زدن از ظاهر شدن در حضور دیگران ، در وی ظاهر گردد.

انواع وعلل خجالتی و گوشه گیر بودن در کلاس درس

خجالتی بودن یا گوشه گیری ممکن است بخشی از شخصیت کلی یک دانش آموز بوده ، با پاسخ خاص موقعیتی به یک عامل استرس زای مخصوص باشد. کودکان می خواهند بدانند که دیگران در مورد آنان چه می گویند، مخصوصاً درموقعیت های اجتماعی ، که موجب می شود آن ها در معرض دید قرار گرفته ، از نظر روان شناسی بی دفاع باشند. انواع دیگری از عدم تطابق اجتماعی ممکن است از یک تجربه خاص یا علل محیطی ناشی شود. بعضی از کودکان به سبب این که والدینشان به ندرت با آن ها گفت و گو می کنند یا به ندرت آن ها را با این گونه موارد به طور شفاهی آشنا می سازند یا این که شانس کار کردن گروهی با دوستانشان را نداشته اند، از مهارت های ارتباطی موثر بی بهره اند.

ترس و اضطراب اجتماعی ، ممکن است به یک واکنش درحال پیشرفت نسبت به شکست های مکرر، بدرفتاری یا دوری از بزرگ ترها یا هم کلاسی نیز منجر شود. بعضی از دانش آموزان ممکن است تطابق گروهی خوبی با هم کلاسی هایشان داشته باشند و بتوانند واکنشی متقابل با معلم خود انجام دهند، با وجود این وقتی از آنان خواسته می شود به سوالی پاسخ دهند یا در جمعی حضور یابند یا در فعالیتی شرکت کنند تا مورد ارزیابی قرار گیرند، از نظر ارتباطی با مشکل مواجه
 می شوند.

کارگروهی : بعضی از نویسندگان ، برای درمان خجالتی و گوشه گیر بودن دانش آموزان ، روش کار با گروه را پیش نهاد کرده اند. (رزنبرگ و دیگران) این گونه فعالیت ها، شامل درگیربودن دانش آموزان در برنامۀ معلم دانش آموزان دیگر بودن ، ایجاد فرصت هایی برای بازی کردن دانش آموزان با بچه های کوچک تر، کمک خواستن از گروه برای وارد کردن بچه های گوشه گیر در کارهای گروهی و نیز درگیر کردن آنها در فعالیت های رقابتی گروه های کوچک کلاسی است.

دخالت های معلمان : بروفی ( 1995) نظریات معلمان موفق را درچگونگی برخورد آن ها با
دانش آموزان خجالتی مورد بررسی قرار دارد. بیش ترین پاسخ هایی که به او داده شد، عبارت بودند از :

1) تغییر محیط اجتماعی (مثل نشاندن آن ها در میان هم کلاسی های مهربان و واگذاری آن ها به یک نفر یا یک گروه کوچک).

2) تشویق یا اتخاذ تدابیری برای افزایش جواب گویی دانش آموزان.

3) کاهش استرس و دست پاچگی

4) دخالت دادن دانش آموزان خجالتی در فعالیت های ویژه.1

 


1-  ماهنامه پیوند اردیبشهت 85 ، ص 34

 

بیان مسئله

روز بازگشایی مدارس وقتی مدیر مدرسه اسامی دانش آموزان کلاس را به من دادند و با قرائت آن دانش آموزان به ترتیب قد سرجاهایشان نشستند . تمامی آنها با شادی و شور و شعف خاصی در جای خود و با لبخندی بر لب نشسته بودند به جز یک نفر ، کنجکاو شدم و از بچه ها خواستم که یکی یکی خود را معرفی نمایند تا اینکه نوبت به فرد مورد نظر رسید به آرامی خود را معرفی کرد فاطمه ... و نشست فهمیدم که از درون ناراحت است . چند روزی گذشت باز هم رفتار او به همین صورت بود حتی زنگ تفریح هم با کسی حرف نمی زد یا تنهایی قدم می زد و یا اینکه یک گوشه می نشست و به یک نقطه خیره می شد.

مشاهده شماره یک: ( توصیف وضعیت موجود )

دانش آموز مورد مطالعه ما در آموزشگاه دادخواه3 شهرستان گنبد در کلاس پنجم مشغول تحصیل است . این دبستان زیر نظر مدیر فعال و توانمند اداره می شود و کلیه همکاران از سوابق کاری بالایی برخوردار هستند . و دارای 5 پایه تحصیلی می باشد . کلاس پنجم دارای 24 دانش آموز است . و دانش آموز مورد مطالعه ما «فاطمه » دختری 11 ساله از همین کلاس است . او سبزه رو و با سیمایی موزون ، مرتب و تمیز می باشد . و دائم در هم گرفته بود . پس به دنبال احساس مشکل در صدد جمع آوری اطلاعات بر آمده و از افراد مورد نظر که به گونه ای از وضعیت موجود « فاطمه » آگاهی داشتند ، کمک خواستم .

از جمله :

1-دانش آموزان کلاس به صورت انفرادی

2-مشاهده رفتار فرد مورد نظر

3-معلم های سال های قبل  

4-مدیر

5-خانواده فاطمه

- روش گرد آوری اطلاعات :

هنگامی که به طور قطع و یقین فهمیدم که « فاطمه» دچار مشکل است . به نحوی با بعضی از بچه ها به صورت انفرادی سوالاتی را پیرامون «فاطمه » مطرح نمودم فقط یکی از بچه ها که همسایه آنها بود اطلاعاتی هرچند کوتاه داد که پدر و مادر فاطمه هر روز دعوا می کنند . و صدای گریه فاطمه همیشه می آید . فورا متوجه شدم ولی برای اطمینان بیشتر با مدیر و معلم سال گذشته فاطمه نیز صحبت کردم آنها هم این موضوع را تصدیق نمودند . و
جلسه ای در درفتر آموزشگاه با شرکت مدیر معلم سال قبل مربی پرورشی و معاون آموزشی و بنده صورت گرفت که تصمیم براین شد که اولیاء فاطمه را دعوت کنیم و با آنها صحبت نموده شاید اختلافات را کنار زده و با هم به خوشی زندگی نمایند . و این کودک را از این وضعیت نجات دهند .

تجزیه و تحلیل داده ها

پرسش و پاسخ از تعدادی از بچه ها کلاس ، صحبت با خانواده ی فاطمه ، تحقیق درباره موقعیت او در سالهای گذشته و مشاهده رفتار او در زنگ تفریح و کلیه داده های دریافت شده ، تمامی بیانگر این مطلب است که فاطمه خودش مشکل خاصی ندارد بلکه مشکل از جهت اولیاء او می باشد .

طبق دعوتی که از خانواده به عمل آمد صحبت هایی انفرادی با اولیاء وی که شد به این نتیجه می رسیم که اینها به هیچ عنوان با هم کنار نمی آیند . بنابراین در صدد راه دیگری بر آمدیم .

ویژگی راه پیشنهادی برای تعقیب

تفهیم اولیاء نسبت به اصلاح رفتار و ایثار در مقابل آینده فرزند خود که رو به تباهی
می گراید .

احساس مسئولیت : اعضای خانواده دوست دارند که با هم در زیر یک سقف با عطوفت و آسایش زندگی نمایند . ولی این خانواده هر یک می خواهند حرف خود را به کرسی بنشاند و در قبال فاطمه و آینده او دچار تلزلزل شده اند .

ارتباط عاطفی با کودک : هنگامی که دانش آموز مورد الطاف مهر و محبت اطرافیان واقع شود . بهتر می تواند برای رسیدن به آینده ای روشن برنامه ریزی نموده و گام بردارد. و بر پشتکار و توان خود افزوده و باورهای غلط و بدبینی را از چشم خود دور بدارد.رابطه عمیق در بین اولیاء آرامش خاطر را فرزندان ایجاد می نماید. تا در بستری آرام آموزش و پرورش یابند . و از طریق نگاه هایی هرچند کوتاه و عمیق و محبت آمیز ، نوازش ، و انواع هدایای مادی یا ارتباط کلامی می تواند در آنان بسیار موثر باشد .

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

تشویق : بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که بدست آورده شد و برای کمک به وضعیت فاطمه راه « تشویق » را انتخاب نمودم . چون روحیه لطیف فاطمه را با استفاده از تشویق
می توان تغییر داد . برای هر چیز کوچکی که نشانه مثبتی از آموزش در آن به چشم
 می خورد مورد تشویق قرار می گرفت . و یا گاهی با هماهنگی با مدیر آموزشگاه جوایز مادی هم به وی داده می شد . گاهی به طور پراکنده و غیر مستقیم نسبت به هضم مشکل و امیدواری به آینده توضیحاتی می دادم که او در شرایطی است که باید فقط به فکر درس خواندن باشد و افکارش را معطوف به چیزهای دیگر ننماید .

مسئولیت پذیری :

تمامی شاگردان علاقمند هستند که در انجام امور کلاسی و غیره با یکدیگر و معلم همکاری داشته باشند . فاطمه هم از این خصوصیت برخوردار بود. مسئولیت های مختلفی را به او سپردم تا از این پیله به خود تنیده خارج شود . در اولین مرحله از او خواستم در تصحیح املا کمک نماید . هدف این بود وقتی با مشکل برخورد می کند بیاید هرچند کوتاه با معلم صحبت نموده تا پل عاطفی بین معلم و دانش آموز ایجاد شود و یا او را در کلاس سرگروه ، می کردم شاید روحیه اش تغییر کند . ولی اثری که رفتار و جو خانواده بر روی او گذاشته بود بسیار عمیق بود .

 

ارتباط عاطفی بین دانش آموز و خانواده او

با راهنمایی مدیر آموزشگاه ، فاطمه و خانواده اش به مرکز مشاوره معرفی شدند تا در آنجا ارشاد شده و به زندگی امیدوار شوند ولی این هم تاثیر چندانی نداشت باید عمیق تر وارد موضوع شد که آن هم امکان پذیر نیست .

ارزیابی

در نهایت تمامی راهکارها دوباره مورد باز بینی قرار گرفت  مشخص شد این راه ها
نتیجه ای در پی نداشته است و تمامی سر منشاءها به یک نقطه مشخص یعنی کانون خانواده منتهی می گردد.

چگونگی نظارت بر راه حل جدید

از میان راهکارهای ارائه شده آخرین راه ارزیابی شد. زیراسر منشا تمامی مشکلات به کانون گرم خانواده بستگی دارد . ولی چگونه می شود به آن نفوذ کرده و دسترسی یافت . و در رابطه با این موضوع  با مدیر آموزشگاه صحبت کردم که آخرین راه را نیز مورد آزمایش قرار دهیم ( به طور غیر مستقیم ) که به قرار زیر بود روش اجرا :

چون از قبل توسط مرکز مشاور به تاریخ تولد مادر و پدر فاطمه دست یافته بودیم خواستیم از این حربه استفاده نمایم . از دانش آموزان خواستم که تاریخ تولد مادرهایشان را بنویسند و روز بعد بیاورند . همه آوردند بجز فاطمه به نحوی او نیز مجبور شد روز دوم بیاورد .

و به بچه ها توضیح دادم که این موضوع به صورت یک راز بین ما قرار گیرد و بچه ها از این موضوع استقبال کردند و توضیح دادم که من تاریخ تولد مادرهایتان را نوشتم در 15 آبان تولد مادر لیلا و در 25 آبان تولد مادر فاطمه است امروز هم 15  آبان می باشد خوب حالا همه شما بنشینید برایتان ورق A4 می آورم یک نقاشی قشنگ برای روز تولد مادر لیلا بکشید و زیر آن هم یک جمله بسیار زیبا و با معنی برای او بنویسید بچه ها فورا مشغول این کار شدند فاطمه بیشتر از بقیه در حال تلاش و کوشش بود گویی روحی جدید در کالبد او نفوذ کرده بود و با شور و شعف خاصی در حال رنگ آمیزی بود . تا حدودی ازاین روند خوشحال شدم . سپس نقاشی ها را جمع کردم داخل یک کاغذ کادو و بسته بندی شد و با یک گل زیبا تقدیم لیلا نمودم که این را از طرف بچه ها به مادرت هدیه کن و لیلا با لبخندی بر لب آن را گرفت و رفت . زنگ آخر بود دائم به فکر فاطمه بودم که امروز خوشحال تر از دیروز بود . فردای آن روز  لیلا به همراهی مادرش آمد مدرسه . بنابر گفته مادر لیلا از این کار بسیار تعجب کرده بود و برای تشکر از بچه ها یک جعبه شیرینی آورده بودکه از
 دانش آموزان پذیرائی شود لحظه شماری می کردم که به روز 25  آبان روز تولد مادر فاطمه برسیم همین طور هم شد . همین برنامه را اجرا کردیم ولی چون خانم مشاور بیان کرده بودند رابطه فاطمه با پدرش نزدیکتر است از فاطمه خواستم که این کادو ( نقاشی های کل کلاس برای تولد مادر فاطمه) را گرفته به همراهی پدرش با هم به مادرش هدیه نمایند . و اگر پدر او هم قبول نمود یک شاخه گلی دیگر روی آن نهاده و یا یک نامه ای کوتاه بنویسد و یا هدیه ای کوچک بخرد و به مادرش هدیه نمایند . زنگ خورد و همه رفتند . خدا را شاهد می گیرم آن شب تا صبح نخوابیدم . فردای آن روز فاطمه به همراهی پدر و مادر و یک کیک بزرگ تولد به مدرسه آمدند .

و یک جشن بزرگ تولد برای مادر فاطمه در کلاس درس ایجاد شد و از مادرش خواستم توضیح دهد . فرمودند : فاطمه به همراهی پدرش برای خرید کادو به مغازه لباس فروشی رفتند و برای من یک بلوز گرفتند و آنرا کادو کرده زیر راه پله گذاشتند . اصولا خریدها را زیر راه پله می گذاریم سپس جا به جا می کنیم . هنگام صرف شام بود طبق معمول من در آشپزخانه شام می خوردم و فاطمه و پدرش در اتاقی دیگر فاطمه به سفارش پدرش دائم
 می گفت مامان بیا با ما شام بخور، جواب دادم کار دارم عزیزم شما بخورید . ولی فاطمه دست بردار نبود . تا اینکه نقشه آنها نگرفت شام صرف شد و راه چاره ای دیگر اندیشیدند که فاطمه گفت چرا میوه ها را نیاوردی تازه یادم آمد بروم زیر راه پله وسایل را بردارم که چشم به کادوها افتاد اول تمایلی به باز کردن و توجه به آنها نداشتم وقتی کنار شاخه گل نوشته شده بود تولدت مبارک خاله جان از طرف بچه های کلاس
یکه خوردم با عجله آن را باز کردم نقاشی ها و جمله های قشنگی که نوشته بودند  مرا غافل گیر کرد . در همان راه پله نشستم و در حال مطالعه شدم که فاطمه و پدرش با فشفشه و برف شادی به طرف من آمدند و هیاهوی تولدت مبارک راه انداختند .

و فاطمه زیباترین لبخند عمرش را می زد که باعث شد که تمامی کدورتها از بین برود و ما با هم آشتی کنیم . و برای تشکر از شما و بچه ها اینجا آمدیم .

چقدر دلنشین بود آن لحظات ای کاش دور بینی بود و آنرا ثبت می کرد .

 

چگونگی ارزیابی از نتایج جدید : شاهد شماره 2 ( توصیف نتیجه )

- رفتار فاطمه روز به روز بهتر شد و در درسهایش نمرات بالایی را می گرفت و تا پایان سال تحصیلی دختری خندان و بشاشی بود .

نتیجه گیری

پس از ارزشیابی این طرح و اطلاعات بدست آمده به این نتیجه رسیدم که این طرح بسیار ساده ولی پربار و مثبتی بود . و این موفقیت را دلیل بر اطلاعات بدست آمده و همکاری چند عامل می دانم که به قرار زیر است :

1-دانش آموزان                       2- مدیر 

3-معلم سال قبل                         4-مشاور                  5- اولیاء

و هم اکنون خوشحالم که یک خانواده از فرو پاشی نجات دادم و گامی مثبت در جهت آموزش و پرورش نونهالان این جامعه برداشتم .

 

 

 تهیه کننده :فاطمه انوری پور

 

 

 

 

 

 

منابع

دکتر شفیع آبادی ، عبدالله ، راهنمایی و مشاوره کودک ، انتشارات نیلی تهران 1385.

ماهنامه پیوند اردیبشهت 85 .

همکاری مدیر

همکاری معلم سال قبل  

همکاری خانواده

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در سه شنبه 25 اسفند1388 |

مقدمه

کودکان به علت ویژگی هایی که از نظر سنی دارند، بسیار آسیب پذیرند و نیاز به حمایت و مراقبت ما دارند. اما گاهی بزرگسالان به دلایل مختلف به جای حمایت و مواظبت از کودکان آنان را مورد آزار قرار می دهند . کودک آزاری شامل رفتارهایی است که توسط افراد دیگر ، خصوصا بزرگسالان نسبت به کودکان انجام می گیرد. و به نوعی به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند. رفتارهایی که به صورت تصادفی انجام می شوند کودک آزاری به حساب نمی آیند ، مانند این که کودکی به علت تصادفی با اتومبیل دچار نقص جسمی شود.

کودکان به صورت های مختلف مورد آزار قرار می گیرند:

1-کودک آزاری جسمی: یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند مانند کتک زدن، سوزاندن، مجروح کردن ، شکستن و ....

2-کودک آزاری روانی: شامل رفتارهایی است که به سلامت روانی کودک آسیب می رساند مانند توهین کردن ، ترساندن، تحقیر کردن، تبعیض و...

3-بی توجهی و غفلت: یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان مانند تغذیه ، بهداشت ، پوشاک ، آموزش و ... در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب برسد.

4-سوء استفاده : یعنی استفاده از کودکان در ارتباط با مواد مخدر ، وا داشتن آن ها به کارهای دشوار ، سوء استفاده جنسی به صورت های مختلف و ...... [1]

در این تحقیق نمونه ی مورد ما مشکل سوء استفاده جنسی و اضطراب و شب اداری را با هم دارد. چنین به نظر می رسد که عوامل تحریک پذیر نقش بروز حالات منفی را در روی داشته باشد عوامل دیگری که با توجه به شواهد و قراین بدست آمده بود مورد مطالعه است چندان مشکل آفرین نمی باشد.

بیان مسئله

روز بازگشایی مدارس بود. نوگلان باغ آفرینش با چهره هایی شاداب و خندان وارد بوستان علم و دانش یعنی مدرسه می شوند. همه در حال بازی و نشاط بودند . ناگهان توجهم به گوشه ای از حیات آموزشگاه جلب شد .پسر بچه ای رنگ پریده به تنهایی در کنار درخت ایستاده بود و فقط زمین را نگاه می کرد گویی تمام غم های دنیا روی شانه هایش سنگینی می نمود و .... در این فکر بودم که صدای زنگ مدرسه افکارم را به هم ریخت . دانش آموزان به صف شده بودند و معلمان طبق لیستی که در دست داشتند آنها را به سوی کلاسهایشان راهنمایی می کردند . و من هم به عنوان معاون آموزشی نظاره گر این موضوع بودم .

تا اینکه نوبت به پایه پنجم رسید معلم پنجم شروع به خواندن لیست خود نمود بعد از مدتی نام ناصر خوانده شد و آرام آرام بدون اینکه سلامی بکند از جلوی معلمش گذشت و وارد کلاس شد . از همان نگاه اول فهمیدم این دانش آموز مشکلی دارد که باید پیگیری نمایم. در زنگ های تفریح از دور نظاره گر رفتار ناصر بودم هیچ دوستی نداشت .

با کسی حرف نمی زد و زنگ آخر هم که زده شد پدر ناتنی وی دنبالش می آمد تا او را به منزل برساند.

شواهد 1

دانش آموز مورد مطالعه ما در آموزشگاه سعادت در پایه پنجم مشغول به تحصیل است . این دبستان زیر نظر مدیری پر سابقه اداره می شد. و دارای 8 کلاس بوده و تمامی همکاران با سابقه بالای 10 سال خدمت می کردند و در مقابل من معاون آموزشی با 12 سال سابقه کاری که داشتم تجربه فراوانی را با خود یدک می کشیدند . کلاس پنجم این دبستان 33 دانش آموز دارد و دانش آموز مورد مطالعه ما (ناصر) پسری 11 ساله از همین کلاس
 می باشد. او سفید رو با موهای طلایی و مضطرب که حتی با کوچکترین صدایی یا تلنگری می ترسید. او را از سایرین مجزا می کرد.

روزها به دنبال هم سپری می گشت و کنجکاوی من درباره ناصر بیشتر می شد . تا اینکه روزی بچه ها سراسیمه در دفتر را باز کردند و گفتند ناصر روی زمین افتاده من و مدیر سراسیمه رفتیم بالای سر ناصر و جویای حالش شدیم . ضعف کرده بود او را به دفتر آوردیم و خوشبختانه آن روز هم نوبت معاینه پزشک از مدرسه ما بود. ناصر را معاینه کرده و تشخیص داد این بچه از لحاظ روحی و جسمی مشکل دارد باید به پزشک متخصص مراجعه نماید چون دچار اضطراب شدید می باشد.

به خانواده ناصر اطلاع دادیم ولی بعد از یک ساعت مادرس آمد و گفت:  « ناصر صبح ها صبحانه نمی خورد و شب ها هم شب ادراری دارد . اصلا دلش نمی خواهد از خانه بیرون بیاید با کسی بازی نمی کند . خانه را دوست دارد» و به او توصیه نمودم که به پزشک متخصص مراجعه نماید و برای او از مرکز مشاوره بابت اضطرابش وقت گرفتیم تا خارج از نوبت به او رسیدگی شود . بعد از دو جلسه مشاوره معلوم شد که ناصر از پدر ناتنی خود بسیار می ترسد که شاید یکی از دلایل اضطراب او این موضوع باشد . و به دنبال احساس مشکل درصدد جمع آوری اطلاعات برآمدم و از افراد مورد نظر که به طرق مختلف از وضعیت موجود (ناصر) آگاهی داشتند کمک خواستیم شواهد مورد نظر به شرح زیر می باشد:

1-  دانش آموزان کلاس پنجم

2-  مشاهده رفتار موجود در کلاس و زنگ تفریح

3-  معلم های سال های گذشته

4-  خانواده ناصر

5-  ارتباط با پزشک دبستان

روش های گردآوری اطلاعات

هنگامی که به طور قطع و یقین مشکل را احساس کردم. پرسش هایی از تعدادی از
دانش آموزان که در همسایگی ناصر بودند انجام دادم . مطمئن شدم که رفتار ناصر تثبیت شده است . به همین دلیل موضوع را ابتدا با مدیر در میان گذاشتم و جهت کمک به ناصر از وی کسب تکلیف نمودم قبل از هرچیز از دور نظاره گر رفتار او شدم .

وقتی پدر ناتنی او با موتور به دنبالش می آمد. ناصر خود را پشت در سالن پنهان می کرد وقتی صدای پدر ناتنی را می شنید که او را صدا می کند همانند کسی بود که مجبور است و برود سوار شود.

از این عکس العمل ناصر تعجب کردم چون با منزل ناصر هم مسیر بودیم بنابر اتفاق یک روز دیدم که پدر ناصر او را به یک محل دیگر برد پیش خودم فکر کردم که حتما خانه اقوام می روند و بی توجه عبور کردم فردای آن روز دیدم ناصر در راه رفتن مشکل دارد فکر کردم شاید از موتور پرت شده و نمی تواند خوب راه برود . سوال کردم پاسخ نداد و سرش را پایین انداخت و رفت.

با معلم های سال گذشته ناصر صحبت کردم آنها گفتند ناصر کودک شاداب و زرنگی بود از وقتی مادرش ازدواج کرده ناصر رفتارش تغییر نموده است و معلم سال قبل او که تا حدودی شناخت نسبت به پدر ناتنی ناصر داشت گفت که پدر ناتنی او یک فرد لاابالی بوده و اهل خلاف های مختلف است . بیشتر پی گیری کردم حساس تر شده بودم . دیگر این لحظه به بعد ناصر و پدر ناتنی او را زیر ذره بین گذاشته بودم و به طور نا محسوس رفتار ناصر را
پی گیری می کردم .

 

 

تجزیه و تحلیل داده ها :

پرسش و پاسخ از شاگردان کلاس پنجم ، مصاحبه با مادر ناصر، تحقیق درباره وضعیت او در سالهای گذشته ، نظر کارشناسی مشاوره و پزشک مدرسه و رفتار او در زنگ تفریح و هم چنین کلیه داده ها مکتسبه و ثبت شده همگی بیانگر این مسئله بود که به ناصر ظلم
می شود که باعث تغییر رفتار در وی شده است . و بعد از سماجت های بسیار رابطه با ناصر برقرار کردم . و پس از جلب اعتماد از او خواستم درباره هرچه که دلش می خواهد و ناراحت است روی کاغذ برایم بنویسد که فقط من بدانم و ناصر و کس دیگری حتی پدر ناتنی او در جریان نباشد .

سه روز طول کشید تا ناصر برایم نامه اش را آورد و با خجالت بسیار به من داد با عجله از او تشکر کردم و رفتم داخل ماشینم تا آنرا بخوانم . با زبان کودکانه در نامه به من فهمانده بود که پدرش از او سوء استفاده جنسی شده و این عمل غیر انسانی را انجام می دهد . نامه را به مدیر مدرسه نشان دادم . تا با هم فکری هم کمکی به ناصر بکنیم . و مدیر گفت ثابت کردن این امر مشکل است و گفت باید اول با رئیس انجمن که یکی از فامیلهای ناصر است صحبت کنیم .

به هر طریقی بود رئیس انجمن را در جریان گذاشتیم تا راه حل مناسبی را پیدا نموده تا از لحاظ شخصیتی و آبرو لطمه ای به ناصر و خانواده اش نخورد.

ویژگی های راه های پیشنهادی برای تعقیب

تشویق در جهت ایجاد اعتماد :

به وسیله ایجاد پل ارتباطی اطمینان و تشویق می تواند تا حدودی به حقایق دست یافت .

 

 

- احساس مسئولیت مادر

همه خانواده ها دوست دارند فرزندانی شایسته سالم و با شخصیت و مسئولیت پذیر داشته باشند و پذیرش مسئولیت ریشه در اعتماد به نفس دارد .

- ارتباط عاطفی با کودک

هنگامی که دانش آموز مورد نظر مورد محبت اطرافیان دوستان و آشنایان قرار می گیرد. بهتر می تواند برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی نماید . و در نهایت تلاش و کوشش و پشتکار خود را ارتقاء می بخشد. اعتماد به نفس او را افزایش یافته و عینک بدبینی او از دیگران و حتی دیگران از او برکنار خواهد رفت و پل عاطفی که بین آنها ایجاد شده منجر به یک تعامل عاطفی دو جانبه می گردد. و این ارتباط می تواند از طرق مختلف از جمله : لبخند محبت آمیز، در آغوش گرفتن ، نگاهی گرم و دلنشین نوازش و غیره باشد.

- قبول در گروه هم سالان

 هنگامی که گروه همسالان پذیرای او باشند همانند دانه های زنجیر به یکدیگر اتصال یافته و محیطی شاد را فراهم می نمایند و از میزان عکس العمل های منفی این افراد کاسته شده و به سوی فردی با اعتماد به نفس بالا و ایده آل پیش خواهند رفت.

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

بعد از تجزیه و تحلیل نمودن اطلاعات کسب شده از وضعیت ناصر برای کمک به او دو راه را در نظر گرفتیم که راه اول یعنی (احساس مسئولیت مادر نسبت به فرزند که بر عهده رئیس انجمن مدیر و من قرار گرفت و راه دوم که مربوط به وضعیت روحی رفتاری ناصر بود در محیط آموزشی به معلم و گروه هم سالان سپرده شد و خود من بر آن نظارت می کردم .

 

 

سپردن مسئولیت به دانش آموزان و معلم

اصولا بچه ها با دلهای پاکی که دارند تمایل داشته تا در انجام کارهای گروهی و کلاسی با یکدیگر و معلم همکاری داشته باشند .

ناصر با همکاری معلم مربوطه در یک گروه شاد و فعال قرار دادیم . و به دیگران گفتیم که به شخصیت او بها بدهند . با او دوست شوند و با هم همکاری لازم را داشته باشند و در
بازی های گروهی از ناصر استفاده نمایند .(ناصر به فوتبال علاقه زیادی داشت ) هدف این بود که به طور غیر مستقیم اعتماد به نفس ناصر ارتقاء یابد و هم بتواند از خود در برابر مشکلات دفاع نماید و از بزرگترهایش کمک بخواهد .

ارتباط عاطفی مادر و حس مسئولیت

طی جلسه ای که با حضور مادر ناصر و رئیس انجمن مدیر و معاون به عمل آمد . توضیحات لازم به مادر ناصر داده شد .در اوایل صحبت مادر ناصر جبهه گیری می کرد ولی وقتی با دلایل توضیحات لازم داده شد وی قانع گردید ولی برای اینکه برای خودش هم ثابت شود
 پی گیر ماجرا شد تا به طور نا محسوس شوهرش و ناصر را زیر نظر بگیرد.

بعد از گذشت چند روز مادر ناصر تماسی با ما گرفت و عنوان نمود این امر حقیقت دارد و شوهر از ناصر سوء استفاده جنسی می نماید .

چگونگی نظارت به راه حل جدید

از میان راهکارهای ارائه شده ، آخرین راه مورد ارزیابی است . چون به نظر می رسد که نتیجه موثری را در پی خواهد داشت . در ارتباط با این موضوع با مادر ناصر و رئیس انجمن و مدیر آموزشگاه صحبت کردم و پذیرفته شد آخرین راه را آزمایش کنیم . سرانجام قرار شد مادربزرگ پدری ناصر حضانت او را به عهده بگیرد تا بتوانیم ناصر را از آن خانه دور نمائیم .  لازم به ذکر است پدر ناتنی ناصر خرید و فروش مواد نیز می نمود و این امر آینده ناصر را خطر ساز می کرد. ولی از ترس آبرو نمی تواند کاری انجام دهد.

چگونگی ارزیابی راه جدید

شاهد شماره 2

با همکاری دانش آموزان و مادر بزرگ ناصر توانستیم کمک شایانی به ناصر بنمائیم و هم چنین پدر ناتنی ناصر به دلیل حمل مواد مخدر به زندان افتاد و از این فرصت مادرش استفاده کرد و طلاقش را گرفت و سپس با راضی کردن مادربزرگ پدری ناصر با هم در کنار ناصر به تربیت وی می پرداختند تا فرد مفیدی برای جامعه گردد.

و روز به روز درس ناصر بهتر شد و هم چنین بر نشاط و شادابی وی افزوده گردید. و سرانجام با معدل 56/19 قبول شد و راهی مدرسه راهنمایی گردید و ضمن حصول کامل از تغییر رفتار و سلامت روحی و روانی ناصر آن را به عنوان گامی در جهت موفقیت در امر آموزش در دفتر خاطراتم ثبت نمودم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

پیش از ارزیابی این طرح و اطلاعات بدست آمده به این نتیجه رسیدم که طرحی فوق العاده موفق بوده این موفقیت را به دلایل زیر قلمداد می نمایم :

-       دیگر ناصر از ناراحتی و انزوا درآمده بود.

-       ناصر احساس امنیت می کرد.

-       دید ناصر به اجتماع تغییر یافته بود.

-       احساس اعتماد به نفس می کرد.

-       انگیزه برای زندگی و تحصیل یافته بود.

-       از یک سرازیری نجات یافت.

-       پیشرفت تحصیلی وی به وضوح مشاهده می شد .

با ایجاد پل عاطفی بین مادر مادربزرگ و ناصر- او همانند یک فرد عادی شده بود.

-       روابط اجتماعی وی ارتقاء یافته بود.

هم اکنون بسیار خوشحالم که توانستم گامی بس بلند در جهت آموزش و پروش نونهالان این مرز و بوم به همکاری سایر افراد ذیربط بر داریم.

پیشنهاد:

هر پیشنهادی که در زمینه کودک آزاری باشد مفید است . و به نظر من بهتر است هر چند وقت یکبار در جلسه انجمن اولیاء این موضوعات مطرح گردند تا خانواده ها با آگاهی کامل به روابط خود و فرزندانشان بپردازند و این امر اگر پوشیده عمل شود  نتایج مطلوبتری در پی خواهد داشت.

 

    تهیه کننده :    آقای ایوب رحمت زاده

منابع

         -آئین نامه ها

چویل موریس ، روانشناسی بالینی کودک (روشهای درمانگری)، ترجمه محمد رضا نائینان و همکاران، انتشارات رشد ، چاپ اول 1378

-       راهنمای آموزش، پیمان نامه کودک، صندوق کودکان سازمان ملل(یونیسف )

-       پیوند ماهنامه رشد آموزشی بهمن 86

-       سایت اینترنتی جهت مطالعه .



1- راهنمای آموزش پیمان نامه حقوق کودک ، صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف)

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در سه شنبه 25 اسفند1388 |

مقدمه 

گاهي پيش مي آيد كه زن و شوهر بر سر مسائل گوناگون دچار اختلاف سليقه مي شوند و با هم به بحث و گفت و گو مي پردازند كه البته امري طبيعي و ناشي از تغييرات و تحولات زندگي است. اما در جوامعي كه ميزان طلاق و جدايي زن و شوهر بالاست كودكان همواره در اين نگراني به سر
مي برند که مبادا با یک بگو مگو یا اختلاف ساده کانون گرم خانوادگی شان را از دست بدهند. زمانی که کودک شاهد گفت و گوها و بحث های بین پدر و مادر خود است در می یابد که به رغم داشتن اختلاف عقیده دعواها و مشاجرات والدین بالا می گیرد و به یکدیگر توهین می کنند و هیچ راه حلی برای سازش و آشتی به جا می گذارد ، کودکان نیز واکنش های هیجانی متفاوتی با توجه به سن و میزان درک و آگاهی شان از خود بروز می دهند.

بدیهی است یکی از عواملی که سبب بروز ترس و اضطراب در بچه ها می شود ، ایجاد تنش و فشار روانی در محیط کودکان دبستانی (12-8 سال) نیز اغلب اضطراب ناشی از مشاجرات والدین خود را به صورت عدم تمرکز در انجام تکالیف مدرسه ؛ افت تحصیلی و کارهای کلاسی نشان می دهند.[1]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توصيف وضعيت موجود

با 14سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش شهرستان گنبدكاوس در سال تحصیلی جدید
(88-87)در پايه پنجم يكي از مدارس حاشيه شهر بنام آموزشگاه شيخ محمد عبده كه توسط خيرمرحوم حاج كمك جعفرباي در سال 1350 تاسيس گرديده. مشغول به خدمت مي باشم. و مديريت اين آموزشگاه را فردي جوان- پويا و توانمند (18سال سابقه كار) با 13 نفر پرسنل
 (8 معلم – مدير- معاونين آموزشي و پرورشي – دفتردار- سرايدار) چرخ بوستان علم و دانش را چرخانده تا 240 نفر از نوگلان باغ آفرينش در آن رشد نموده و متبلور گردند. و معلم پايه چهارم با 18 سال سابقه كار و اينجانبه با 14 سال از بيشترين و كمترين سابقه كاري برخوردار مي باشيم. و با توجه به تحقيقات به عمل آمده درصد قبولي آموزشگاه در خرداد سال قبل چشمگير بوده كه اين بيانگر تلاش همكاران و دانش آموزان مي باشد.

طبق اطلاعات موجود در دفتر مدرسه و خانه بهداشت بيانگر اين مطلب است كه شغل بيشتر اولياء كارگري بوده ، تنها 10 درصد آنان داراي شغل ثابت و درآمد كافي مي باشند. و به لحاظ تحصيلات 47 درصد ابتدایی  و 13 درصد راهنمایی و 5 درصد ديپلم و 35 درصد بي سواد مي باشند.

بيان مسئله

طبق روال كاري روز بازگشايي مدارس وقتي مدير مدرسه ليست دانش آموزان را به من داد اسامي آنها را خواندم تا يكي يكي وارد كلاس شوند. دانش آموزان با سلامي گرم و خنده اي بر لب كه گوياي روحيه شاد آنان بود وارد كلاس مي شوند تا اينكه طبق ليست نوبت به زهرا رسيد. دو بار نام او را خواندم ولي كسي نيامد ديدم دو نفر در حال هل دادن يك دختر (لاغر با قدي متوسط)‌
مي باشند فهميدم كه زهرا بايد باشد به دوستانش گفتم خيلي ممنون زهرا خودش مي آيد. او ترسان و لرزان گويي كه با گامهايش به چوبه دار نزديك مي شود. در حال نزديك شدن بود. ديگر طاقت نياوردم آغوش گشوده او را در برگرفتم. مثل يك مجسمه بود . تنش مي لرزيد . سلام كرده و او را به كلاس راهنمايي كردم صداي نفسهايش قابل شمارش بود. با نگاهم او را تا كلاس همراهي كردم با اينكه در حال خواندن بقيه اسامي بودم ولي فكرم درگير اين حالت زهرا بود. چه بر او گذشته چرا اينگونه شده خلاصه تمامي دانش آموزان وارد كلاس شدند.

پس از چند دقيقه با گل و شيريني كه از قبل آماده كرده بوديم و باشعر و لبخند وارد كلاس شده و احوالپرسي نمودم تا اولين روز سال تحصيلي را به بهترين شيوه بگذرانند. جهت معارفه و ارتباط متقابل نام خود را پاي تخته نوشتم و از بچه ها خواستم آنها نيز خود را معرفي نمايند و تا اينكه نوبت به زهرا رسيد اصلاً از جايش بلند نشد كه خودش را معرفي كند به همان صورت كه دستانش را به هم مي فشرد نشسته بود و پايين را نگاه مي كرد. به او نزديك شدم و گفتم خوب اسم دختر گلم چيه باز حرفي نزد و سكوت كرد. بچه ها همگي با هم گفتند اجازه زهرا حرف نمي زند و هميشه تنها مي نشيند. تعجب كردم چون قبل از شروع سال تحصيلي پرونده دانش آموزان را مطالعه مي كنم ولي اشاره به لال بودن او نشده بود. دوباره سوال كردم يعني چه حرف نمي زند. يكي از بچه ها كه گويي با زهرا همسايه بودند گفت : اجازه در خانه كم حرف مي زند ولي در مدرسه هيچي نمي گويد. نفس راحتي كشيدم و در دل به قضاوت خود مي خنديدم. خيالم راحت شد زهرا سالم و نرمال است . فقط بايد دنبال علت سكوت زهرا باشم. روز اول با بازي و نشاط طي شد. تمامي عكس العمل هاي زهرا را زير ذره بين گذاشتم ولي ديدم او با بچه ها نمي جوشد ، حرف نمي زند.

شواهد (1)

كلاس پنجم ب اين آموزشگاه 22 نفر دارد و دانش آموز مورد مطالعه ما (زهرا‌) دختري 11 ساله در همين كلاس مي باشد. او لاغر با قدي متوسط و بي تحرك که او از سايرين جدا مي كرد. در روزهاي اول فهميدم زهرا نقاشي هاي جالبي مي كشد و به دنبال احساس مشكل درصدد جمع آوري اطلاعات برآمده و از افراد مورد نظر كه به گونه اي از وضعيت موجود (زهرا) آگاهي داشتند كمك خواستيم.

شواهد مورد نظر به شرح زير مي باشد :

1-    دانش آموز كلاس پنجم

2-    مشاهده رفتار موجود داخل و خارج كلاس توسط معلم

3-    گفتگو با معلمين سالهاي گذشته

4-    خانواده ي زهرا

5-    ارتباط با اساتيد مجرب (دكتراي روانشناسي باليني- مركز مشاوره )

روش هاي گرد آوري اطلاعات

هنگامي كه به طور قطع و يقين مشكل را احساس كردم ، پرسش و پاسخ هايي در كلاس از
دانش آموزان و هم كلاسيهايش انجام دادم. مطمئن شدم اگر به زهرا توجه شود تا حدي حالت عادي خواهد گرفت.

اين دليل موضوع را ابتدا با مدير در میان گذاشتم و در رابطه با كمك به زهرا كسب تكليف نمودم.قبل از هر چيز از دور نظاره گر رفتار او شدم. و زماني كه بي تحركي و عدم شادي و نشاط را در او ديدم. در پي چاره اي افتادم،‌ با معلمين سال قبل وي به جز پايه اول بقيه در همين آموزشگاه بودند صحبت كردم. در پي اين گفتگو ها به اين نتيجه رسيدم كه سالهاي گذشته نيز به همين صورت بوده است.

سرانجام با پي گيريهاي كه صورت گرفت متاسفانه معلم پايه اول او را نيافتم چون او به شهر ديگري منتقل شده بود. و طي جلسه اي كه در شوراي معلمان تشكيل گرديد پيشنهاد شد با تشويق و مسئوليت پذيري شايد بتوان در او رفتار مثبتي پديد آورد. و در پي آن با خانواده زهرا تماس گرفتم. به دليل مشغله كاري اولياء زهرا به مدرسه نيامدند تلفني به آنان اطلاع دادم كه به منزل آنها خواهم آمد.

 

هنگامي كه حضوري به آنجا مراجعه كردم. زهرا تا مرا ديد فرار كرد و رفت در پشت رختخواب پنهان شد. وضعيت مالي خوبي نداشتند. زهرا در يك خانواده پرجمعيت زندگی می کرد . پدر از کار افتاده ای داشت مادر و خواهران بزرگتر او با قالی بافی گذران زندگی می نمودند.

درباره زهرا با مادرش صحبت کردم مادرش گفت دخترم من سالم است فقط اضطراب شدید دارد و از مدرسه و معلم می ترسد. دلیلش را پرسیدم بیان نمودند در سال اول که بود. معلم پایه اول بسیار بد اخلاق بود. با درشت کردن چشمانش و گاهی هم برخورد های فیزیکی با زهرا برخورد می کرد که باعث شده بود او دچار عدم کنترل ادرار شود . که در همان کلاس اول چندین بار سر کلاس به دلیل تنبیه شدن ادرار نموده و با تمسخر دیگران مواجه شده از همان سال به بعد با اینکه ادرار را کنترل می کند. ولی از مدرسه و معلم می ترسد. از مادرش سئوال کردم آیا از من هم می ترسد گفت روز اول مهر که زهرا را آوردم وقتی دستش در دستم بود همانند بید می لرزید دائم به او دلداری می دادم دخترم مدرسه جای خوبی است دوست پیدا میکنی معلم جدید دارید می گویند او خوب است مثل بچه ها بازی می کند. خلاصه با هر ترفندی او را به مدرسه آوردم و در بازگشت خیلی گریه کردم که خدایا خودم مشکل کم دارم این هم از آخرین فرزندم خدایا چکار کنم و ...

از اولین دیدار با خانواده اطلاعات زیادی به دست آوردم ولی با کوله باری از غم و اندوه از منزل آنان خارج شدم که چرا ما معلمان به فکر بازتاب اعمال خود نیستیم که این گونه در رفتار دانش آموزان تاثیر منفی گذاشته ایم که او را به سوی مشکل ساز بودن رهنمون ساخته ایم . وای بر ما .وای برما.

برقراری رابطه عاطفی تشویق، عدم تنبیه بدنی، بازی و سرگرمی با دانش آموزان بخصوص با زهرا توانست تا حدودی در زهرا رخنه نموده و امیدی را در دل او زنده کند. ولی باز زهرا حرف نمی زند فقط دیگر پایین را نگاه نمی کند . روبرو را نگاه می کند و یک لبخند بسیار کم رنگ در چهره رنگ پریده اش دیده می شود که این هم جای امیدواری دارد.

 

 

تجزیه و تحلیل داده ها

پرسش و پاسخ از شاگردان کلاس، مصاحبه با خانواده وی ، تحقیق درباره وضعیت او در پایه های پائین تر و مشاهده رفتار او در زنگ تفریح و هم چنین کلیه داده ها مکتسبه یاد داشت شده همگی بیانگر این مسئله بود.که محرک های مثبت (تشویق- ارزش گذاری- تعریف و تمجید از عملکردها – نقاشی و ... )باعث تغییر رفتار و تا حدودی تحرک پذیری وی می گردد. در ضمن زهرا دو مرحله به کلینیک مشاوره فرستاده شد.ولی هیچگونه تغییری در وی مشاهده نشده بود. بنابر توصیه های (دکتر فکوری دکترای روانشناسی بالینی–استاد دانشگاههای گلستان و خراسان) از نقاشی های او کمک بگیریم تا حرفهایش را با نقاشی بیان کند . عامل تشویق مهم ترین پل ارتباطی با فرد مذکور می باشد .

ویژگی های راه حلهای پیشنهادی برای تعقیب

تشویق: تشویق در اصلی به معنای شوق افکندن و ترغیب کردن به کار می رود . در لغت نامه دهخدا چنین بیان شده است . آرزومند کردن ، آرزومند گردانیدن ، به آرزو آوردن کسی را می باشد . برانگیختن یا به شوق آوردن کسی است و در مورد تشویق کردن آمده است . تشویق کردن یعنی شایق کردن و راغب نمودن به شوق آوردن، خواهان و آرزومند ساختن است .[2]

تشویق و تنبیه امر آموزش و پرورش طریقه ای کار ساز بوده که از زمان های بسیار قدیم کم و بیش در جهت پیشبرد دانش و فرهنگ از آن استفاده می شده است.

اسلام از جمله ادیان الهی است که بیش از هر چیز به تشویق توجه دارد. ابوعلی سینا ضمن تعریف خصوصیات یک معلم می گوید: «...... گاهی او را تشویق و زمانی تهدید نماید... »[3]

 

 

احساس مسئولیت

 همه خانواده ها دوست دارند، فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشند . پذیرش مسئولیت ریشه در اعتماد به نفس دارد . یکی از وظایف مهم اولیا و مربیان آموزشی ، قبول مسئولیت به فرزندان است.

ارتباط عاطفی با کودک

هنگامی که دانش آموز مورد نظر مورد محبت اطرافیان ، دوستان و آشنایان قرار گیرد. بهتر
 می تواند برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی نماید ، و در نهایت تلاش و کوشش و پشتکار خود را ارتقاء می بخشد اعتماد به نفس او افزایش یافته و عینک بدبینی و ترس از معلم و حتی دیگران از او کنار خواهد رفت و پل عاطفی که بین آنها ایجاد شده منجر به یک تعامل عاطفی دو جانبه
می گردد. و این ارتباط می تواند از طرق مختلف از جمله : لبخند محبت آمیز، نگاهی گرم و پویا و دلنشین ، نوازش و هدایای مادی و غیره  می باشد.

قبول در گروه هم سالان

هنگامی که گروه همسالان پذیرای او باشند همانند دانه های زنجیر به یکدیگر اتصال یافته و محیطی شاد را فراهم می نمایند . و از میزان عکس العمل های منفی افراد کاسته شده و به سوی فردی ایده آل پیش خواهند رفت.

چگونه اجرای تغییر پیشنهادی

بعد از تجزیه و تحلیل نمودن اطلاعات کسب شده از وضعیت زهرا و بهبود او همکاری همسالان اولیاء و .... در نهایت تشویق را برگزیدم . چون از نظر من تشویق می تواند عامل دگرگونی و تغییر رفتار نامطلوب در فرد شود. هنگامی که درس می دادن به طور مثال جغرافیا متن را تبدیل به شعر می کردم یک نقشه خالی می دادم تا بچه ها توسط شعری که یاد گرفته اند نقشه را کامل نمایند و پایین صفحه هم هرچه دلشان می خواهد بکشند . در این فاصله یک موزیک بی کلام توسط ضبط صوت پخش می کردم تا آرامشی ایجاد شود و از اضطراب زهرا بکاهد . بعد برگه ها را بررسی
می کردم بی صبرانه منتظر رسیدن برگه زهرا بودم اوایل خیلی کم کاری می کرد ولی به همان اندازه تشویقش می کردم و همیشه به دانش آموزان می گفتم بهترین کار را روی تابلوی تشویق می چسبانم و امتیاز می دهم و ظرف یک هفته هم مبصر کلاس می شود. به مرور زهرا عملکردش بهتر می شد . شور و شوق عجیبی حکم فرما بود.

در مرحله بعد از بچه ها خواستم برای هم کلاسی خود بهترین جمله را بنویسند. از این کار هدفی داشتم تا بدانم زهرا نام چه کسی را می نویسد و موفق شدم زهرا نام جیران را نوشت . تیرم به هدف خورد رابط را پیدا کردم سریع در یک جابه جایی که در روز بعد انجام دادم آن دو در یک میز کنار هم نشستند زهرا با یک لبخند زیبا و از ته دل از جیران استقبال نمود. و یک نگاه هم به من انداخت فکر کنم با این نگاه قصد تشکر کردن داشت .

سپردن مسئولیت به دانش آموزان

اصولا بچه ها با دلهای پاکی که دارند تمایل این را داشته که در انجام کارهای کلاسی با یکدیگر و معلم همکاری داشته باشند جیران دختری زرنگ و شادی بود . در خفا با جیران صحبت می کردم و به او جهت می دادم تا او نیز روی زهرا پیاده کند. جیران از این کار به قول خودش فیلم بازی خوشش امده بود. در زنگ هنر از هر گروه یک نفر که نقاشی خوبی داشت انتخاب نمودم تا به دیگران روش صحیح نقاشی را بیاموزد. به عمد از گروه مدنظر زهرا را انتخاب کردم . وقتی شنید باید به بچه های گروه خودشان نقاشی بیاموزد خوشحال شد . دیدم دارد با بچه ها حرف می زند 4 نفر را به زور در میز خودش جای داد و خودش سر پا ایستاد خیلی آرام حرف می زد و بچه ها از او سوال می کردند تا من نزدیک می شدم زهرا آرام می شد. مجبور شدم از دور نظاره گر باشم. خوشحال بودم چون اولین پله را طی کرده بودم و تا حدودی زهرا حرف می زد ولی نه با من فقط با بچه ها . باز هم جای امیدواری بود.

با همین روش زهرا را تشویق می کردم و به سایر بچه ها هم گفته بودم درباره کارهای مثبتی که زهرا انجام می دهد از او تشکر کنند یا برایش نامه بنویسند . به مرور زهرا وقتی می دید برایش ارزش قائل می شوند رفتارش بهتر شد همین امر را در زنگ ورزش به گونه ای دیگر ایجاد می کردم و خوشحالی زهرا را می دیدم.

زهرایی که 4 سال با کسی دوست نبود 4 سال ورزش نمی کرد، 4 سال اضطراب و ترس را با خود یدک می کشید، کسی به او توجهی نمی کرد تغییر نموده است .

-یک ماه گذشت نمرات زهرا بهتر شد به آرامی روخوانی می کرد . هنگام خواندن زهرا در گروه
همه ی اعضا ساکت می شدند و برایش دست می زدند. به جیران گفت دلم می خواهد میز اول بنشینم جیران نظر زهرا به من انعکاس داد. من هم استقبال کردم او را به میز اول کنار میز خودم رساندم – احساس کردم می خواهد با من هم در ارتباط باشد هنگامی که احتیاج به خودکار یا کتاب داشتم فورا به طرف من کتاب یا خودکارش را دراز می کرد و من هم بلافاصله از او تشکر
می کردم ولی هنوز برای من روخوانی نکرده بود. دل نگران بودم به امتحان نوبت اول نزدیک
می شدیم ولی هنوز از تک خوانی زهرا با صدای به ظاهر بلند خبری نبود.

ارتباط عاطفی با دانش آموز و خانواده وی

با در جریان گذاشتن خانواده زهرا ، خواستم که مرا از عکس العمل های زهرا را در خانه آگاه سازند همراهی خانواده و ایجاد محیط مساعد در خانه و مدرسه رشد رفتاری در زهرا را در پی داشت و به مرور از اضطراب زهرا می کاست . خانواده نیز از تغییر رفتار زهرا خشنود شده بودند.

چگونگی نظارت بر راه حل جدید

از میان راهکارهای ارائه شده آخرین راه ، مورد ارزیابی قرار گرفت. چون به نظر می رسد که نتیجه موثر را در پی خواهد داشت . در ارتباط با این موضوع قبل از هر چیز با مدیر آموزشگاه صحبت کردم و او هم پذیرفت که آخرین راه را آزمایش کنیم . (وانمود کردن به اینکه حتی معلم هم
 می تواند به زهرا نیاز داشته باشد . به بچه ها گفتم درس را مرور نمایند و خودم مقوای رنگی آوردم تا برای درس ریاضی آنرا آماده کنم شروع به برش و چسباندن آهن ربای نواری در پشت آنها کردم . چون زهرا در کنارم بود می دید که بعد از چسباندن هر آهن ربا من انگشتم را روی آن فشار
 می دهم که بی حرکت بماند تا خشک شود هر پنج انگشت دست چپم روی 5 قطعه آهن ربا بود. عمدا که قطعه دیگر را چسبی کردم و روی مقوا گذاشتم. زهرا تمامی مراحل را زیرچشمی نگاه
می کرد به ناگاه دیدم دستش از روی دستم گذشت و همانند عقابی که در کمین نشسته روی آهن ربا فرود آمد .

با مهربانی به او نگاه کردم دوباره چند قطعه دیگر را چسب زدم زهرا چون دستش نمی رسید خواست به کمک خود ادامه دهد . امد از میز بیرون با هر دو تا دستش کمک کرد.

در این لحظه بسیار خوشحال بود لبخند می زد و من در مقابل سایرین از این کار او تشکر کردم و یک کارت امتیاز همکاری به او دادم تا از بانک جوایز از خانم مدیر جایزه بگیرد. و در مقابل مدیر مدرسه طبق برنامه ریزی قبلی جایزه او را سر صف داد. این امر در زهرا بسیار موثر واقع شد جایزه اش را به همه نشان داد. اولین جمله ای که از زهرا شنیدم همان روز بود بریده بریده گفت خانم معلم من جایزه گرفتم .

نمی دانید چه لحظه ی با شکوهی بود زهرا حرف زد . ناخودآگاه من دست زدم تمامی بچه ها هم دست زدند و زهرا  گفتند او را تشویق کردند (حدود 5 دقیقه طول کشید) از صدای ما مدیر به کلاس مراجعه کرد که دلیل شادی را جستجو نماید چون صدای بچه ها خیلی بلند شده بود. سالن مدرسه را گرفته بود. مدیر نیز بعد از مطلع شدن او هم شروع به دست زدن کرد و گفت جوایز بزرگتری هم وجود دارد انشالله در آینده با نمرات بهتر به او خواهد رسید.

زنگ بعد روخوانی درس بود که هرکس دو خط می خواند نوبت به زهرا رسید . با اشتیاق شروع به خواندن کرد نه مثل بقیه ولی با تن صدایی که حداقل سه ردیف اول آن را می شنیدند و من هم منتظر این لحظه بودم .

 

 

 

چگونگی ارزیابی نتایج راه جدید

-شاهد شماره 2(توصیف نتیجه)

با همکاری دانش آموزان –اساتید مجرب و خانواده زهرا ما توانستیم در جریان اصلاح رفتار وی گامی بلند را برداریم . این اولین گام پیشرفت بوده ولی نگرانی من این بود که نتوانم این موقعیت را حفظ نمایم . روزها به همین ترتیب می گذشت و هر روز من با رضیت بیشتری به دنبال ماجرا بودم. و کلیه رفتار او را در داخل و خارج مدرسه و منزل مطلع شده و پی گیری می نمودم . گویی از این پیشرفت سایر همکاران نیز مطلع شده بودند و دائم در دفتر آموزشگاه صحبت از عملکرد زهرا می شد . سرانجام زهرا با موفقیت امتحانات نوبت اول را پشت سر گذاشت و با معدل 14 قبول شد به امید خدا تا نوبت دوم هم این گونه می نماید . و با حصول اطمینان کامل از تغییر رفتار زهرا، آنرا به عنوان گامی در جهت موفقیت در امر آموزش در دفتر خاطراتم ثبت نمودم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

پس از ارزیابی این طرح و اطلاعات به دست آمده به این نتیجه رسیدم که طرحی موفق بوده و این موفقیت را به دلایل زیر می دانم :

-       ایجاد انگیزه

-       اعتماد به نفس

-       اطلاعات دقیق و صحیح

-       ایجاد پل عاطفی

-       همکاری اولیاء و همسالان

-       ارتقاء روابط اجتماعی

-       ارتقاء قدرت بیانی

هم اکنون بسیار خرسندم که توانستم یک انسان را به زندگی عادی برگردانم و گامی مثبت در جهت آموزش نونهالان این مرز و بوم بردارم.

پیشنهاد

من به عنوان مجری این طرح پیشنهادی می کنم . تمامی اطلاعات رفتاری این دانش آموزان به صورت محرمانه در پوشه ای ثبت و تحویل معلم پایه بالاتر یا مقاطع بالاتر قرار گیرد. تا بتوانیم به درمان و اصلاح کامل رفتار او بپردازیم تا در سال بعد دوباره عود نکند.

حیف است معلم را شمع بنامیم زیرا شمع را می سازند که بسوزد

 ولی معلم را می سازند که بسازد.

 

 

خانم فاطمه سادات بخارایی زاده

منابع

-       آئین نامه ها

-       چوپل موریس ، روان شناسی بالینی کودک (روشهای درمانگری ) ، ترجمه محمدرضا نائینیان و همکاران ، انتشارات رشد ، چاپ اول 1378.

-       سایت اینترنتی جهت مطالعه .

-       سلحشور، ماندانا ، ترس های کودکان ، انتشارات واژه آرا ، سال 1381.

-       مجوزی ، عبدالله ، چرا تشویق ، انتشارات اسلامی ، 1375.

-       فرهنگ دهخدا.

-       نوابی نژاد ، شکوه ، سه گفتار درباره  راهنمایی و تربیت فرزندان ، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان ، چاپ ششم 1375.



1- سلحشور، ماندانا ، ترس های کودکان ، انتشارات واژه آرا ، ص 58.

1-فرهنگ دهخدا

 

2-مجوزی ، عبدالله ، چرا تشویق ، انتشارات اسلامی ، ص 33 .

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در دوشنبه 24 اسفند1388 |

کمیته پژوهشی شهرستان قصد دارد

از کتاب اقدام پژوهی دکتر اقبال قاسمی پویا

مسابقه ای بر گزار نماید لذا کلیه همکاران علاقمند می توانند

 از هم اکنون نسبت به تهیه کتاب  اقدام نمایند

مسابقه به صورت تستی واز طریق همین وبلاگ بر گزار می شود .۳

مسابقه در هفته سوم فروردین ماه بر گزار می گردد .

به نفرات برتر وبه ۳نفر از همکاران شرکت کننده

 به قید قرعه هدایایی تقدیم خواهد شد .

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در چهارشنبه 19 اسفند1388 |

مقدمه

یکی از رایج ترین اختلالات دوران کودکی ،اختلال کمبود توجه - بیش فعالی (ADHD)[1] است که در اغلب موارد تا دوران بزرگسالی نیز ادامه پیدا می کند . کودکان مبتلا به این اختلال بدون اینکه فکر کنند ، مداوم به اطراف حرکت می کنند . آنها ممکن است خواست و انتظارات اطرافیانشان را درک کنند،ولی به دلیل اینکه قادر به توجه کافی نیستند و
 نمی توانند مدتی آرام بنشینند و تمرکز کنند، توانایی پیروی کردن از دستورهای آنان را ندارند.

همه ی کودکان مبتلا به این اختلال باید توسط پزشک متخصص شناسایی شوند ، زیرا هیچ آزمایش و تست معینی برای شناخت این بیماری ابداع نشده است[2] برای تشخیص درست و اشتباه گرفته نشدن با اختلالات دیگر ،مثل سندرم (نشانگان) تارت، ناتوانیهای یادگیری یا افسردگی ، کودک را برای معاینه دقیق به یک عصب شناس ،روان پزشک یا روانشناس معرفی می کنند . در اغلب موارد پزشک متخصص نیز با بررسی سوابق و زندگی نامه کودک و تشخیص دقیق بیماری مراحل درمان را آغاز می کند. [3]

گاهی از طرف مدارس با والدین ، دانش آموزی را نزد دکتر یا روان شناس ارجاع می دهند ، به  این دلیل که او دیگران را اذیت می کند و حتی به خود آزاری نیز می پردازد. این دانش آموزان اگر در موقعیت های تحریک پذیر واقع شوند (تمسخر افراد- برخورد فیزیکی و ...) از خود حالات غیر عادی نشان می دهند که در آن هنگام هیچ کنترلی بر رفتار خود نداشته و حتی نیز به خود و اطرافیان آزار می رسانند . بیشتر معلمان این رفتارها را با شرارت اشتباه می گیرند اما اگر خوب دقت کنیم ، خواهیم دید که این بچه ها با توجه بیشتر بسیار خونگرم و مسئولیت پذیر بوده ،و با یاری عوامل موثر مانند (اولیا- دانش آموزان - معلم و دانش آموز بیش فعال ) به درمان این قبیل دانش آموزان کمک نمائیم .

در این تحقیق نمونه ی مورد نظر ما مشکل بیش فعالی و کند نویسی را همراه با هم دارد . چنین به نظر می رسد که عوامل تحریک پذیر نقش بروز حالات منفی را در وی داشته باشد .عوامل دیگری که با توجه به شواهد و قراین بدست آمده بود مورد مطالعه است ، چندان مشکل آفرین نمی باشد .

 

 

بیان مسئله

روی بازگشایی مدارس وقتی مدیر مدرسه لیست دانش آموزان را به من داد اسامی آنها را خواندم که با کمال تعجب نام آتوسا ... در میان آنها بود.

(مدت دو سال قبل که آتوسا کلاس اول بود، در مدرسه 15 خرداد درس می خواند و در آن موقع من کلاس پنجم تدریس می کردم در دفتر آموزشگاه هر روز بحث آتوسا بود که
بچه ای شرور و اصلاح ناپذیر است و غیره خیلی دلم می خواست روی او مطالعه کنم ولی فرصت نمی شد. دست بر قضا نام آتوسا در لیست سبب شده بود که بتوانم به او کمک نمایم  و از این بابت بسیار خوشحال شدم ).

اسامی آنها را خواندم و با صفی منظم همگی به کلاس رفتند بچه ها یکی یکی سلام کرده و می رفتند تا نوبت به آتوسا رسید من قبل از او سلام کردم و با تعجب به من نگاه کرد و رفت با توجه به کوتاهی و بلندی قد ، آنها را در جای مخصوص خود نشاندم .بعد نوبت به معرفی و آشنایی رسید بچه ها یکی یکی خود را معرفی می کردند تا اینکه نوبت به آتوسا شد همین که آتوسا بلند شد نامش را بگوید یکی از بچه ها گفت (آتوسا ) هیاهویی کلاس را در بر گرفت .( خانم این دیوانه است همه را می زند و ... ) (خانم ، پارسال هم همین طور بود ) و من ناراحت شدم ولی با آرامش گفتم شما نباید درباره دوست خود اینگونه قضاوت کنید . و آتوسا با ابروان درهم کشیده به بچه ها می نگریست و به حالت قهر سرش را به طرف دیوار برد و سکوت کرد.آن زنگ را با بازی با بچه ها کار کردم که می رفتند بیرون و ما شئی را پنهان یا تغییر مکان می دادیم که باید حدس می زدند و آنرا می یافتند تا نوبت به آتوسا رسید وقتی رفت بیرون فورا از فرصت استفاده کردم و به بچه ها گفتم از این به بعد حق ندارید اینگونه قضاوت کنید این دوست شماست بیائید همه با هم قول بدهیم دوستان خوبی برای هم باشیم و نگذاریم کسی آتوسا را اذیت کند و ... و اگر موافقید دست بزنید همه با صدای بلند دست زدند . در این لحظه آتوسا وارد کلاس شد و همه با رویی خوش به او نگاه کردند تا اینکه حدس او نسبت به تغییر جا درست بود و تمامی بچه ها با صدای خیلی بلند او را تشویق کردند و آتوسا با خوشحالی بالا و پایین می پرید ولبخند می زد این زنگ تمام شد.

شواهد (1)

دانش آموز مورد مطالعه ما در دبستان شهید نواب صفوی در کلاس سوم مشغول به تحصیل است . این دبستان زیر نظر مدیری پر سابقه اداره می شد . دارای 12 کلاس است و تمامی همکاران با سابقه بالای 20 سال خدمت می کردند و در مقابل من معلم که 14 سال سابقه کاری داشتم تجربه ای فراوان را با خود یدک می کشیدند کلاس سوم این دبستان 31
دانش آموز دارد ودانش آموز مورد مطالعه ما (آتوسا) دختری 9  ساله از همین کلاس
 می باشد . او سفید رو و با ابروان در هم کشیده (اخمو) و دائم در حال تحرک که او را از سایرین مجزا می کرد . در روزهای اولیه سال متوجه شدم که (آتوسا) کند نویس نیر
می باشد . ولی از نظر خط بسیار زیبا می نوشت و نقاشی های جالبی می کشید . و به دنبال احساس مشکل ، درصد جمع آوری اطلاعات برآمده و از افراد مورد نظر که به گونه ای از وضعیت موجود (آتوسا) آگاهی داشتند کمک خواستیم .

شواهد مورد نظر به شرح زیر می باشد :

1-دانش آموزان کلاس سوم

2-مشاهده رفتار موجود خارج و داخل کلاس سوم توسط معلم

3-معلم کلاس اول و دوم

4-خانواده ی آتوسا

5-ارتباط با پزشک معالج

 

روش های گردآوری اطلاعات

هنگامی که به طور قطع و یقین مشکل را احساس کردم ، پرسش و پاسخ هایی در کلاس از دانش آموزان و هم کلاسیهایش انجام دادم . مطمئن شدم (آتوسا) اگر در محیط تحریک شونده قرار نگیرد حالت عادی دارد . به این دلیل موضوع را ابتدا با مدیر درمیان گذاشتم و جهت کمک به آتوسا ، از وی کسب تکلیف نمودم . قبل از هرچیز ، از دور نظاره گر رفتار او شدم . وقتی متوجه جنب و جوش و تحرک ونشاط او در بازی کردن با دوستانش شدم ، در پی راه چاره ای افتادم ، با معلم سال قبل وی که در همین مدرسه حضور داشت ، صحبت کردم . در پی این صحبت به این نتیجه رسیدم که کلاس دوم را هم با همین وضعیت گذرانده است و معلم سال اول او هم در آموزشگاه دیگری یافتم و گفت بچه مسئولیت پذیری است ، می شود از این حربه استفاده کرد. و بیان داشت که مادر وی خود فردی عصبی است و در دوران بارداری دارو مصرف می کرده که باعث شده روی جنین تاثیر بگذارد .

با خانواده آتوسا تماس گرفتم تا حضوری با هم صحبت نمائیم که شالوده صحبت های ما این بود که او در تحت نظر پزشک می باشد و داروی ریتالین ،دکسدرین  را مصرف می کند و این دارو باید تا سن 12 سالگی مصرف شود تا بهبود یابد توسط مادر آتوسا با پرشک معالج صحبت کردم که با هم گام برداریم تا این دانش آموز به وضعیت مثبت نایل آید .

برقراری رابطه عاطفی ، عدم تنبیه بدنی ،حتی برای شاگردان دیگر ،بازی و سرگرمی با
بچه ها و خصوصا با آتوسا توانست روحیه پرنشاط وی را حفظ کند . ولی باز هم او عکس العمل منفی داشت .

تجربه و تحلیل داده ها

پرسش و پاسخ از شاگردان کلاس سوم ، مصاحبه با خانواده ی وی ، تحقیق درباره وضعیت ، او در کلاس اول و دوم و مشاهده رفتار او در زنگ تفریح و همچنین کلیه داده ها مکتسبه
یاد داشت شده همگی بیانگر این مسئله بود ،که محرک های منفی باعث تغییر رفتار و تحرک پذیری وی می گردند . در ضمن آتوسا دو مرحله به کلینیک مشاوره فرستاده شده بود .ولی هیچگونه تغییری در وی مشاهده نشده است و بنا به صحبتهای مشاوره ، اینها باید خانوادگی درمان شوند . اظهارات خانواده از عکس العمل های بعدی و جبهه گیری آتوسا نسبت به مسائل مختلف سخن می گفت. و بعد از سماجت های بسیار زیاد معلم و جلب اعتماد آنها ، مادر بیان کرد  در دوران بارداری دارو اعصاب مصرف می کرده و خود او نیز در منزل آتوسا را تنبیه بدنی می کرد . ( و در حال حاضر با توصیه پزشک دیگر این کار را
نمی کند.) چون مادر او تحمل با نگاه های سئوال برانگیز دوستان و اطرافیان را نداشت ، بهتر آن دیده بود که آتوسا را در اجتماعات فامیلی نبرد و اجتماعی نکند .

ویژگی های راه های پیشنهادی برای تعقیب

تشویق :تشویق در اصل به معنای شوق افکندن و ترغیب کردن به کار می رود . در
 لغت نامه دهخدا چنین بیان شده است . آرزومند کردن ، آرزومند گردانیدن ، به آرزو آوردن کسی را  می باشد. برانگیختن یا به شوق آوردن کسی را می باشد و در مورد تشویق کردن آمده است: تشویق کردن یعنی شایق کردن و راغب نمودن به شوق آوردن، خواهان و آرزومند ساختن است.[4]

تشویق و تنبیه در امر آموزش و پرورش طریقه ای کار ساز بوده که از زمان های بسیار قدیم کم و بیش در جهت پیش برد دانش و فرهنگ از آن استفاده می شده است.

اسلام از جمله ادیان الهی است که بیش از هر چیز به تشویق توجه دارد . ابوعلی سینا ضمن تعریف خصوصیات یک معلم می گوید : «... گاهی او را تشویق و زمانی تهدید نماید...»[5]

مجوزی عبدالله ، چرا تشویق ، انتشارات اسلامی ، صفحه 33

-احساس مسئولیت :همه خانواده ها دوست دارند ، فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشند پذیرش مسئولیت ریشه در اعتماد به نفس دارد . یکی از وظایف مهم اولیا و مربیان آموزشی ، قبول مسئولیت به فرزندان است .

-ارتباط عاطفی با کودک :هنگامی که دانش آموز موردنظر مورد محبت اطرافیان، دوستان و آشنایان قرار گیرد . بهتر میتواند برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی نماید ، و در نهایت تلاش و کوشش و پشتکار خود را ارتقاء می بخشد . اعتماد به نفس او افزایش یافته و عینک بدبینی او از دیگران و حتی دیگران از او برکنار خواهد رفت و پل عاطفی که بین آنها ایجاد شد، منجر به یک تعامل عاطفی دو جانبه می گردد. و این ارتباط می تواند از طرق مختلف  از جمله : لبخند محبت آمیز ، نگاهی گرم و پویا و دلنشین ، نوازش و هدایای مادی و غیره می باشد .

- قبول در گروه هم سالان : هنگامی که گروه همسالان پذیرای او باشند همانند دانه های زنجیر به یکدیگر اتصال یافته و محیطی شاد را فراهم  می نمایند  و از میزان عکس العمل های منفی این افراد کاسته شده و به سوی فردی ایده آل پیش خواهند رفت .

چگونگی اجرای تغییر پیشنهادی

تشویق و تنبیه

بعد از تجزیه و تحلیل نمودن اطلاعات کسب شده از وضعیت آتوسا برای معالجه او همکاری هم سالان،اولیاء و... در نهایت تشویق را برگزیدم.چون از نظر من تشویق می تواند عامل دگرگونی و تغییررفتار نامطلوب در فرد شود.هنگامی که با خط زیبای خود املایش را
می نوشت او را تشویق کلامی یا امتیازی می کردم.که شور و شوق عجیبی در او بوجود آمده بود.

از او می خواستم هر زنگ جمله ای را درباره ی  دوستانش  پای تخته بنویسید  و بعد از نوشتن آن سایر دانش آموزان با دست زدن او را تشویق می کردند و آتوسا خوشحال
 می شد . به مرور تغییر در عکس العملهایش بوجود آمده بود . گاهی از اوقات برای
آگاه کردن از مشکلات ناشی از رفتارش به وی اطلاعات لازم را می دادم . که برای پیدا کردن و نگهداشتن دوست خوب چه کارهایی باید بکند . در غیر اینصورت نمی تواند موفق شود . و اگر کار خطایی از او سر می زند خود بچه ها به داوری می نشستند و او را توجیه می کردند. که نباید اینکارها را انجام دهد و آتوسا در مقابل از اتهامات وارده دفاع نموده و پس از ارشاد و توجیه تصمیم می گرفت که بهتر شود و حتی در مواردی هم عذر خواهی می نمود.زیرا
 بچه ها نصایح را از زبان خودشان بهتر پذیرفته و عمل می کنند من فقط جهت دهنده بودم.

-سپردن مسئولیت به دانش آموزان

اصولا بچه ها با دلهای پاکی که دارند تمایل این را داشته که درانجام کارهای کلاسی با یکدیگر و معلم همکاری داشته باشند . آتوسا هم از این امر برخوردار بود . و علاقه فراوانی به مبصر شدن داشت چون فکر می کرد با این روش به بچه ها نزدیک تر شده و او را دوست خواهند داشت . بنابراین در این مرحله او را مبصر کلاس کردم. چون روال بر این بود هر مبصر برای خود باید نماینده ای انتخاب کند و بچه ها مثل همیشه به مبصر اصرار می کردند که آنها را بعنوان معاون انتخاب نماید. تا او را در کارها یاری دهد.از این صحنه آتوسا خوشش می آمد که بچه ها به او احتیاج دارند بر خود می بالید و دچار شادی و شعف خاصی شده بود که وصف ناپذیر است . هدف این بود که هم کلاس فعال داشته باشیم و غیر مستقیم هم به اصلاح حالات آتوسا بپردازیم.او را در زنگ ورزش رهبر گروه نمودم تا از شیوه ای دیگر به اصلاح رفتار او بپردازم . ولی ناگفته نماند بچه ها هم همکاری لازم را داشتند زیرا فکر
می کردند در حال ایفای نقش در یک فیلم سینمایی می باشند و به خود آنها هم لذت خاصی دست می داد در اوایل گاهی عکس العمل های  منفی زیادی در رفتار آتوسا دیده
 می شد.ولی وقتی می دیدکه بچه ها با جملۀ (آخ – آخ – آخ اشتباه است ، اشتباه ،با او برخورد می کنند) با تکان دادن سریع سرخود می فهمید که اشتباه کرده . وقتی با دکتر او حرکت سریع سرش را در میان گذاشتیم فرمودند او فکر می کند این صحنه را ورق می زند یا پاک می کند و با این حرکت درصدد اصلاح آن موقعیت می باشد.

به طور غیر مستقیم به شاگردان فهمانده بودم، که هنگامی که با صحنه ای روبرو می شوید که شما را ناراحت می کند فورا خود قضاوت نکنید و عکس العمل منفی از خود بروز ندهید بلکه با معلم در میان گذاشته از او یاری بطلبید چون سایر دانش آموزان از این شیوه
 استفاده می کردند.به مرور آتوسا هم از این روش برای بیان برخورد منفی سایر دانش آموزان با او بهره می جست و در خواست رسیدگی به آن موضوع را می نمود.که این امر او را از عکس العمل فیزیکی در آن واحد باز می داشت . که در اصلاح رفتار او بسیار موثر بود . و از دانش آموزان کلاس خواسته بودم مواظب آتوسا باشند که دیگران او را اذیت نکنند . در زنگ های تفریح می دیدم وقتی سایر دانش آموزان می آمدند و فریاد می زدند دیونه – دیونه – روانی – روانی کل بچه های کلاس با آنها روبرو شده و افراد خاطی را برای بررسی شکایات به دفتر آموزشگاه روان می کردند .

و گاهی بعضی از رفتار نامطلوب دانش آموزان باعث می شد آتوسا بیایدو در کلاس شروع به گریه نماید و انهم به پرت کردن وسایل خود و دیگران ناراحتی خود را تخلیه می کرد گاهی بسیار خطرناک بود که سرش را محکم به میز می زد . سایر بچه ها می آمدند و به همراه معلم او را آرام می نمودند . ولی همین امر باعث شد جلسه ای در دفتر آموزشگاه با شرکت سایر همکاران تشکیل دهیم مبنی بر اینکه سایر دانش آموزان توجیه شوند و زمینه بر خورد نامطلوب با آتوسا و دیگری را ایجاد نمایند و این امر مطابق با برنامه ریزی انجام شد که بر مرور چنین صحنه هایی مشاهده نگردید .

- ارتباط عاطفی با دانش آموز و خانواده وی

با در جریان گذاشتن خانواده آتوسا ،خواستم که آنها اجازه دهند که ارتباط من با آنها نزدیک تر شود . از طریق تماس تلفنی من در جریان رفتار آتوسا بودم و فهمیدم آن روزی که آتوسا سر خود را بر میز می زده اثرات دارو بود ، چون قرص های او خارجی بودند پیدا نشده و مجبور شدند داروی مشابه ایرانی به او بدهند که عوارض جانبی را در پی داشته است . در این رابطه با با این موضوع پزشک معالج را در میان گذاشتم که آیا می توان از داروهای گیاهی در این راستا استفاده نمود.که بتوانیم به مرور داروهای شیمیایی را از برنامه روزانه وی بکاهیم، پزشک پذیرفت و مرا به یک پزشک دیگر معرفی نمود تا با وی مشاوره نمایم . و در نهایت پزشک مربوطه تجویز سنبل تیب- برای اعصاب – گل گاو زبان برای قلب و لیمو عمانی و نبات برای رفع سردی و گرمی آنها تجویز نمودند و این دستور العمل را به خانواده وی انعکاس دادم تا کلیه افراد خانواده صبح و شب از آن استفاده نمایند .

- چگونگی نظارت بر راه حل جدید

از میان راهکارهای ارائه شده ، آخرین راه مورد ارزیابی است . چون به نظر می رسد که نتیجه موثری را در پی خواهد داشت . در ارتباط با این موضوع قبل از هر چیز با مدیر آموزشگاه صحبت کردم و او هم پذیرفت که آخرین راه را آزمایش کنیم . سرانجام با دعوت از اولیاء آتوسا آنها هم با پزشک صحبت نمودند . و شروع به مصرف داروی گیاهی کرده و به مرور در رفتار آتوسا نتایج مطلوب مشاهده می شد . و با برنامه ریزی پزشک مربوطه به مرور از مقدار دارو شیمیایی کاسته شده و حتی یک آرامش خاصی در روحیه و رفتارش دیده می شد.

خوشبختانه همه ی کارها بر وفق مراد بود .

-      چگونگی ارزیابی نتایج راه جدید

-      شواهد  شماره 2 ( توصیف نتیجه )

با همکاری دانش آموزان – پزشکان مربوطه و خانواده آتوسا – ما توانستیم در جریان اصلاح رفتار وی گام بس بلند را برداریم . این اولین گام برای پیشرفت بوده ولی نگرانی من این بود که نتوانم این موقعیت را حفظ نمایم . روزها به همین ترتیب می گذشت و هر روز من با رضایت بیشتری به دنبال ماجرا بودم . و کلیه رفتار او را در داخل و خارج مدرسه و در منزل مطلع شده. و پی گیری می نمودم . گویی از این پیشرفت سایر همکاران نیز مطلع شده بودند و دائم در دفتر آموزشگاه صحبت از محاسن طرح و رفتار مطلوب آتوسا بود . بعد از خرداد ماه و قبولی آتوسا با معدل 52/16 و حصول اطمینان کامل از تغییر رفتار آتوسا ، آن را به عنوان گامی در جهت موفقیت در امر آموزش ، در دفتر خاطراتم ثبت نمودم .

نتیجه گیری

پس از ارزیابی این طرح و اطلاعات بدست آمده به این نتیجه رسیدم که طرحی موفق بوده ، این موفقیت را به دلایل زیر می دانم :

- پس از گذشت سه سال تحصیلی که آتوسا در کلاس و مدرسه حضور داشت دیگر نام دیوانه –روانی را یدک نمی کشید .

-      مسئوایت پذیری آتوسا افزایش یافته بود.

-      ارتقاء اعتماد به نفس در آتوسا کاملا احساس می شد.

- با ایجاد پل عاطفی بین آتوسا و سایرین او همانند یک فرد عادی شده است .

-      پیشرفت تحصیلی وی به وضوح مشاهده می شد .

-      روابط اجتماعی وی ارتقاء یافته بود .

- هم اکنون بسیار خرسندم که توانستم گامی مثبت در جهت آموزش و پرورش نونهالان این مرز و بوم بردارم .

پیشنهاد :

هر پيشنهادي كه در زمينه دانش آموزان بيش فعال ارائه گردد بايد به درمان آنان معطوف شود . اگر در اين امر كوشش شود  به نتايجي بس گوهر بار نايل خواهيم گشت . از وظايف آموزش و پرورش است كه اين گونه  از امكانات و تسهيلات خاصي را قائل شوند.دانش آموزان را در همان مرحله اول شناسايي نموده و براي اين گونه از افراد سرويس دهي مشاوره اي خاصي را انجام دهد . هم چنين در قبال آن كتابچه هايي هر چند با مطالبي فشرده در اختيار معلمان محترم قرار دهند تا با آگاهي كامل با اين گونه افراد برخورد نموده و آنان را به سوي نرمال شدن رهنمون سازند .

 من به عنوان یک معلم که این طرح را اجرا کردم پیشنهاد می کنم تمامی اطلاعات این قبیل دانش آموزان در پوشه ای محرمانه ثبت و تحویل معلم پایه بالاتر قرار بگیرد . تا بتوانیم به درمان و اصلاح کامل رفتار او بپردازیم تا در سال بعد دوباره عود نکند .

(حيف است معلم را شمع بناميم زيرا شمع را مي سازند تا بسوزد ولي معلم را مي سازند تا بسازد )

 

 

 خانم فاطمه بخارایی زاده

 

 

 منابع

-      آئین نامه ها

-      - پیوند – ماهنامه رشد آموزشی – تربیتی – آبان 84

- چوپل و موریس ،روان شناسی بالینی کودک ( روشهای درمانگری) ، ترجمه محمد رضال نائینیان و همکاران ، انتشارات رشد ، چاپ اول ، 1378.

-      سایت اینترنتی جهت مطالعه

-      فرهنگ دهخدا

-      مجوزی ، عبدالله ، چرا تشویق ، انتشارات اسلامی 1380

 

 

 

 

 

 

 

                  



1-ATTENTION  DEFFICT HYPER ACTIVE DISORDER (ADHD)

2-TOURETTE SYNDROME

3-چویل موریس ، روان شناسی بالینی کودکان (روشهای درمانگری ) ص 75 .

4-فرهنگ دهخدا  

5-مجوزی عبدالله ، چرا تشویق ، انتشارات اسلامی ، صفحه 33 .

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در چهارشنبه 19 اسفند1388 |

سومین جلسه کمیته پژوهشی شهرستان

چهارشنبه ۱۹/۱۲/۸۸در دفتر مدیریت شهرستان بر گزار می گردد

اعضای کمیته قصد دارند در این جلسه راهکار های عملی

مشارکت معلمان در بر نامه معلم پژوهنده را مورد بررسی قرار دهند

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در سه شنبه 18 اسفند1388 |

راهنمای تهیه ی گزارش اقدام پژوهی

  1. صفحه روی جلد عنوان سایر مشخصات مربوطه                              
  2. صفحه بسم الله الرحمن الرحیم
  3.  فرم مخصوص ثبت مشخصات معلم پژوهنده
  4. صفحه ویژه نوشتن یک جمله علمی با تایپ درشت
  5. صفحه ویژه فهرست عناوین
  6. مقدمه   آنچه در مقدمه باید درج شود:
  •   اهمیت و ضرورت فعالیتهای تحقیقاتی وضرورت آن درآموزش وپرورش 
  •   اهمیت کارآموزش وپرورش واهمیت شغلی که دارید(اداری-مدیر-معلم-  مشاور)
  •   سوابق شغلی به لحاظ ویژگیهای شخصی-کاری وبرخی علائق خود
  •   سوابق تحقیقاتی خودتان وشرکت درآزمونهای علمی
  •   بیان انگیزه شرکت درطرح اقدام پژوهی
  •   بیان اهداف اجرای طرح فوق(موضوع کارتان)
  •   بیان علل انتخاب موضوع کار خود
  •   بیان موضوع طرح اقدام پژوهی خود(با کمی توصیف)
  •   نقش خودرادرنوشتن طرح معین کنید مثلا بعنوان دبیرجغرافیا
  •   بیان کنید که تصمیم گرفتیدمساله خودرادر قالب اقدام پژوهی رفع نمایید.

7-بیان مسأله:

  • نحوه سأله یابی(چگونه مسأله را یافتید)
  • تشریح مسأله به صورت روشن،واضح و رقیق
  • بیان اهمیت،حسّایت،ضرورت مسأله در ابعاد مختلف(آموزشی،علمی،اداری، و برنامه ریزی
  • ویژگی افرادی که مسأله به انها مربوط است به روشنی،با تجزیه و تحلیل و نقد دقیق و تخصصی بیان و توصیف شود.
  • عوامل احتمالی ایجاد مسأله بیان شود.
  • ابعاد و ویژگی های مختلف مسأله را از زوایای مختلف برسی کنید.
  • عوارض و پیامدهای احتمالی مشکل(مسأله )را برشمارید.
  • وضعیت یا موقیعتی که باید تغیر کند دقیقاَ مشخص شود.
  • بیان کنید که انجام این تحقیق تا چه اندازه موجب تغییر،تعدیل یا اصلاح مشکل یا مسأله خواهد شد.
  • وضعیت کمّی و کیفی محیط تحقیق مورد نظر را دقیقاً تشریح کنید.
  • برسی های پرسش های که در حل مسأله به ذهن شما رسیده است.
  • نهایتاًدر تعریف مسأله خواننده باید بتواند از وضعیت مورد نظر تصویر واقعی،بدون ابهام و پرسش به آورد.

8- کلید واژه ها(در سراسر طح اقدام پژوهی هر واژه علمی،تخصصی،فنّی،تکنیکی،نظری(تئوریکی)و یا کلماتی که پایه ،اساسی،مهم و کلیدی محسوب می شوند باید با تعریف و توصیف روشن و عملیاتی شما برای همه خواننگان قابل فهم باشد.

9- جمع اوری (گرد اوری) داده ها و اطلاعات:

الف)روش های گردآوری اطلاعات

ب)داده های بدست آمده

ج)آنالیز داده ها

د)ارائه راه حل های متعدد

................................................................................

الف)روش های گردآوری اطلاعات میتواند حسب نوع مسأله با هر یک از روشهای زیر و یا ازمجموعه روشهای زیر انجام پذیرد

  • پرسشنامه 1-عادی(بسته) با گزینه های مختلف2-باز (تشریحی) 3-تلفیقی(باز+بسته-پرسشنامه راهنمای مصاحبه (جهت داشتن مصاحبه های هماهنگ)
  • مصاحبه :1- کاملاُ ساختار یافته،منظم،هدایت شده2- باز(آزاد)

انواع اجرای مصاحبه می تواند به صورت حضوری،تلفنی و یا رایانه ای باشد.

  • مشاهده 1- مشاهده با استفاده از شیوه آماری2- مشاهده نمودار عمل متقابل  3- مشاهده و تحلیل طرز کار یا عمل  4- مشاهده و تحلیل کنش و واکنش افراد
  • اسناد ومدارک: 1-اسنادمکتوب (گزارش همایش ها،صورتجلسات کتب،مجلات وروزنامه ها،گزارش های پژوهشی و پرونده ها )2-اسناد تصویری(نقاشیها،فیلمها،نقشه ها،نمودارها،چارتها،عکسها و سی دی ها)3 اسناد شفاهی ماجراها،خاطرها،وقایع،عقاید،باورها،سخنان،و گفته های افراد و گروه ها)

............................................................................................

ب)داده های بدست آمده(در این بخش کلیه اطلاعات و داده هایی که با استفاده از روش های مختلف جمع آوری نموده اید عینا می نویسید)

............................................................................................

ج)آنالیز داده ها:در آنالیز داده ها باید دو مورد زیر باید مد نظر قرار گیرد

1- اهداف آنالیز داده ها 2-روش های تجزیه و تحلیل داده ها

1- اهداف آنالیز داده ها

  • ·         شناخت بهتر مسأله و کسب آگاهی از ابعاد مختلف آن
  • ·         کوچک سازی داده ها و یا طبقه بندی آن
  • ·         شناسایی بهتر و بیشتر راه حلهای موقت
  • ·         نمایش داده ها در یک نگاه
  • ·         دستیابی به بهترین روش تجزیه و تحلیل داده ها

2- روش های تجزیه و تحلیل داده ها:

  • ·         روش به تصویر کشیدن مسأله،روش ترسیم مفاهیم
  • ·         روش نمودار استخوان ماهی ازپرفسور کائوروایشاکاوا
  • ·         روش نمودار چرا؟چرا؟
  • ·         روش پنج چرا؟:پنج بار یک مسأله را زیر سوال ببرید
  • ·         روش کوله بار تجربه(نشست مشورتی گروهی گروهی از متخصصانExperience Kit) )
  • ·         روش شش پرسش(چرا،چگونه،چه کسی،چه چیزی،چه موقع،کجا)
  • ·         روش فشار واکنش(مسئله را بفشرید یا بسط دهید

oمثلا چرا این کار را می کنم؟ زیرا می خواهم

o چرا می خواهم این کار را انجام دهم؟ چون رئیسم از من خواسته است

o چرا رئیسم از من خواسته است؟ زیرا رئیس او از او خواسته است

.................................................................................................

10- مرحله اقدام: برای مرحله اقدام باید سعی نمود راه حل های نهایی را با استفاده از ملاک های زیر پیدا نمود

  •  از طریق روش علمی
  • از طریق روش آزمایش
  •  از طریق روش تجربه
  • از طریق روش تحقیق و بررسی
  •  از طریق روش قدرت علمی هر راه
  •  از طریق روش مورد استقبال قرار گرفتن هر راه از سوی مخاطبین
  •  میزان کارایی
  • میزان اثر بخشی
  • نو بودن
  •  فعال بودن هر راه(حالت درگیرانه)
  • فایده بیشتر داشتن
  • تجزیه و تحلیل راه حل های احتمالی
  • اهمیت،اولویت و حساسیت

11- مرحله ارزیابی و نتیجه گیری:در این مرحله راه حل نهایی یا کنش های مطروحه را مورد ارزیابی قرار می دهیدو نتایج ارزیابی را ثبت می نمائید

12- موانع و محدودیت های اجرایی:در این قسمت معلم پژوهنده موانع و محدودیت های طرح اقدام پژوهی خود را می نویسد بعنوان نمونه:

  1. ناکافی بودن برخی اطلاعات لازم در بعضی از موسسات مرتبط با موضوع
  2. گرانی و بالا بودن هزینه های اجرایی
  3. در دسترس نبودن منابع و کتب مورد نیاز
  4. کمبود زمان اجرای طرح
  5. مشکل عدم استفاده از همه روش های جمع آوری اطلاعات
  6. عدم همکاری کافی برخی از موسسات یا سازمان ها یا مدیران و همکاران و...
  7.   و .........  

13- پیشنهادها:در این مرحله محقق با استفاده از پیشنهادهای ضروری و موثر ارائه را ارائه می نماید پیشنهاد ها باید برگرفته از:

  • تجارب خود
  • مطالعات منابع علمی مختلف
  • نتایج طرح اقدام پژوهی خود
  • نتایج برخی گزارش های پژوهشی

14-ضمائم و پیوست ها: ضمائم و پیوست ها می توانند :

  • عکسها و نمودار ها چارت ها فرم ها
  •  برخی نامه های اداری
  • نمونه پرسشنامه
  •  نمونه فرم راهنمای پرسشنامه
  • نمونه کار دانش آموزان
  •  نمونه نظرات ثبت شده همکاران،اولیاءو..
  • مستندات رتبه ها و موفقیت ها
  • و.....

15منابع و ماخذ: منابع و مواخذ به ترتیب حروف الفبا و به شکل زیر نوشته می شود:

 نام خانوادگی و نام مولف،نام تالیف،نام انتشارات،شهر محل انتشار،دوره چاپ،زمان چاپ شامل ماه و سال انتشار

+ نوشته شده توسط کمیته پژوهشی آموزش و پرورش گنبد کاووس در سه شنبه 18 اسفند1388 |